تبليغاتX
๑۩۩๑ وبلاگ عاشقانه سهراب ๑۩۩๑

๑۩۩๑ وبلاگ عاشقانه سهراب ๑۩۩๑

هر عشقی می میرد و خاموشی می گیرد / اما عشق تو نمی میرد / باور کن! *for my S*

عشقولانه

مهم نیست کف پات رو شسته باشی یا نه حتی مهم نیست که کف پات نرمه یا زبر مهم اینه که وقتی پات رو تو زندگیه کسی میزاری و از زندگیش عبور می کنی وقتی که مهلتت تموم شد و فقط رد پات موند انقدر اون رد پا خواستنی باشه که به کسی اجازه نده پاهاش رو روی رد پات بذاره.


http://naeimsadeghimehr.persiangig.com/zojha/961.jpg
+ نوشته شده در  شنبه 1389/01/28ساعت 15:47  توسط سهراب   | 

عاشقانه

عروس

اگر کلمه دوستت دارم قیام علیه بندهای میان من و توست...
اگر کلمه دوستت دارم نمایشگر عشق خدایی من نسبت به توست...
اگر کلمه دوستت دارم راضی کننده و تسکین دهنده قلبهاست...
اگر کلمه دوستت دارم پایان همه جدایی هاست...
اگر کلمه دوستت دارم نشانگر اشتیاق راستین من نسبت به توست...
اگر کلمه دوستت دارم کلید زندان من و توست...
پس با تمام وجود فریاد میزنم...
دوستت دارم
 
 
می خواهم از تو بنویسم برای تو که در تمام لحظاتم وجود داری. خنده هایم برای توست. با تو بودن مرا شاد می کند وبی تو بودن مرا گریان. تو با من هستی در حالی که در کنارم نیستی. تو با منی چون در قلب منی قلبم را با دنیا عوض نمی کنم چون تو در آنی و من تنها تو را دوست دارم که سبزی مانند بهار استواری مانند کوه لطیفی مانند گل و روانی همچون دریا.
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/01/18ساعت 10:6  توسط سهراب   | 

بوس

عروس

اگر کلمه دوستت دارم قیام علیه بندهای میان من و توست...
اگر کلمه دوستت دارم نمایشگر عشق خدایی من نسبت به توست...
اگر کلمه دوستت دارم راضی کننده و تسکین دهنده قلبهاست...
اگر کلمه دوستت دارم پایان همه جدایی هاست...
اگر کلمه دوستت دارم نشانگر اشتیاق راستین من نسبت به توست...
اگر کلمه دوستت دارم کلید زندان من و توست...
پس با تمام وجود فریاد میزنم...
دوستت دارم
 
 
می خواهم از تو بنویسم برای تو که در تمام لحظاتم وجود داری. خنده هایم برای توست. با تو بودن مرا شاد می کند وبی تو بودن مرا گریان. تو با من هستی در حالی که در کنارم نیستی. تو با منی چون در قلب منی قلبم را با دنیا عوض نمی کنم چون تو در آنی و من تنها تو را دوست دارم که سبزی مانند بهار استواری مانند کوه لطیفی مانند گل و روانی همچون دریا.
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/01/18ساعت 10:5  توسط سهراب   | 

عشق

مرا صد بار از خود برانی دوستت دارم

به زندان خیانت  هم کشانی دوستت دارم

چه سود از مهر ورزیدن چه حاصل از وفا کردن

مرا لایق بدانی یا ندایی باز دوستت دارم

 

 

کاش بودی تادلم تنهانبود

 

تا اسیر غصه ی فردا نبود

 

کاش بودی تا برای قلب من

 

زندگی این گونه بی معنا نبود

 

کاش بودی تا لبان سرد من

 

بی خبر از موج و از دریا نبود

 

کاش بودی تا فقط باور کنی

 

بعد تو این زندگی زیبا نبود

 

www.keyvan-67.blogfa.com 


 

 

 

نمیدانم کجایی ؟ بیداری یا خوابی؟ هنوز مرا بخاطر داری یا نه...

اما من بیدارم مانند همیشه در شبان غم تنهایی خویش در سکوتی بی پایان.

تو همیشه در قلبم جای داری و هرگز تو را فراموش نخواهم کرد زیرا تو تنها رفیق منی

افسوس ...که پل دستانمان به دیوار و نگاه امیدوارمان به یآس .قلبهای عاشقمان به سکوتی شکننده و

پاهای پر از توانمان به ایستادن محکوم شده اند

دیر زمانی است که هیچ خبری از تو ندارم و پر از تردیدم اما تو را همیشه احساس میکنم .

در خیالم به جز تو سودای هیچ کس نیست و در قلبم به جزتو میل وصال با دگری نیست .

همیشه تو را در کنار خویش احساس میکنم و با تو زندگی میکنم .آیا تو هم در نبود من همین گونه ای؟!!!

 کاش بودی و التماس چشمانم را در پی بودنت میدیدی .کاش بودی و تکاپوی دستانم را برای

در بر گرفتن دستان گرمت را میدیدی

  کاش بودی و تپش قلب شکسته ام را حس میکردی .

 کاش بودی و چهره ی خسته ام را مینگریستی .کاش بودی تا من در تنهایی نبودنت غبطه

 نمیخوردم . کاش بودی تا با لبخندی از شادی و محبت از تو بخاطر تمام رفتارهای ناپسندم

 عذرخواهی میکردم و دیگر تو را نمیازردم.

اینک فهمیدم که چه گوهری را از کف داده ام . حال میفهمم قدر دوست داشتن را و حسرت

 میخورم که چرا آن زمان به تو عشق نورزیدم در حالی که با عشق و احساس کنونی

میتوانستم دنیا را فتح و به تو تقدیم کنم

از بسیاری از گفته های خویش پشیمانم . کاش مرا ببخشی و برگردی

زیرا که نبودنت برای من برابر مرگ است

زندگی بدون تو آزمون سخت زنده بگوریست

 

 

 

 

نفسم میگیرد در هوایی که نفس های تونیست ...پژمان جان

من نشاني از تو ندارم اما نشاني ام را براي تو مي نويسم: درعصرهاي انتظار،به حوالي بي کسي قدم بگذار! خيابان غربت را پيدا کن و وارد کوچه پس کوچه هاي تنهايي شو!

کلبه ي غريبي ام را پيدا کن، کناربيدمجنون خزان زده و کنارمرداب ارزوهاي رنگي ام! درکلبه را باز کن و به سراغ بغض خيس پنجره برو! حرير غمش را کنار بزن! مرا مي يابي

 

یک جام پر از شراب دستت باشد تا حال من خراب دستت باشد این

چند هزارمین شب بی خوابیست ای عشق فقط حساب دستت باشد !

 

ساده مي گويم عزيزم دل بريدن ساده نيست


چشمهاي مهربانت را نديدن   ساده  نيست

 

از زمان رفتنت خورشيد را گم کرده ‏ام


ناله هاي ابرراهرشب شنيدن ساده نيست

 

قلب تو پر بود از ماه و هزاران پنجره


ماه راازپشت يک ديوارديدن ساده ‏نيست

 

بوسه هايت دلنشين و خنده هايت دلفريب


طعم تلخ اين جدايي راچشيدن ساده نيست

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/01/18ساعت 10:5  توسط سهراب   | 

خدا حافظ

شبیه برگ پاییزی پس از تو قسمت بادم

خداحافظ,ولی هرگز نخواهی رفت از یادم

خداحافظ,و این یعنی در اندوه تو میمیرم

در این تنهایی مطلق,که می بندد به زنجیرم

و بی تو لحظه ای حتی دلم طاقت نمی آرد

 

و برف نا امیدی بر سرم یکریز می بارد

چگونه بگذرم از عشق,از دلبستگی هام؟

چگونه میروی با اینکه میدانی چه تنهام؟

خداحافظ,تو ای همپای شبهای غزل خوانی

خداحافظ,به پایان آمد این دیدار پنهانی

خداحافظ,بدون تو گمان کردی که می مانم

خداحافظ,بدون من یقین دارم می مانی!!!!!

 

 

دوباره تنها شده ام,دوباره دلم هوای تو را کرده.

خودکارم را از ابر پر میکنم . برایت از باران مینویسم.

به یاد شبی می افتم که تو را در میان شمع ها دیدم.

دوباره میخواهم به سوی تو بیایم.تو را کجا میتوان دید؟

درآواز شب آویز های عاشق؟

در چشمان یک عاشق مضطرب؟

در سلام کودکی که تازه واژه را آموخته؟

دلم میخواهد وقتی باغها بیدارند,برای تو نامه بنویسم.

و تو نامه هایم را بخوانی و جواب آنها را به نشانی همه ی غریبان جهان بفرستی.

ای کاش میتوانستم تنهاییم ام را  برای تو معنا کنم و از گوشه های افق برایت آواز بخوانم.

کاش میتوانستم همیشه از تو بنویسم.

میترسم روزی نتوانم بنویسم و دفتر هایم خالی بماند و حرفهای ناگفته ام هرگز به دنیا نیایند.

می ترسم نتوانم بنویسم و کسی ادامه ی سرود قلبم را نشنود.

میترسم نتوانم بنویسم و آخرین نامه ام در سکوتی محض بمیرد و تازه ترین شعرم به تو هدیه نشود.

دوباره شب,دوباره طپش این دل بی قرارم.

دوباره  سایه ی حرفهای تو که روی دیوار رو به رو می افتد.

دلم میخواهد همه ی دیوار ها پنجره شود و من تو را میان چشمهایم بنشانم.

دوباره شب,دوباره تنهایی و دوباره خودکاری که با همه ی ابرهای عالم پر نمیشود.

دوباره شب,دوباره یاد تو که این دل بی قرار را بیدار نگه داشته.

دوباره شب,دوباره تنهایی,دوباره سکوت, دوباره من و تو و یک دنیا خاطره....

  

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/01/18ساعت 10:4  توسط سهراب   | 

کدهای ضروری ایرانسل

ردیف

عملکرد

IVR

 USSD

1

منوی اصلی 

700 

#130* 

اتصال به اپراتور 

 0-700

 3

منوی اطلاعات حساب

 1-700

#1*130* 

4

استعلام مانده حساب و کد شناسه 

 1-1-700

 #1*1*130*

5

طرح تعرفه فعلی 

2-1-700 

#2*1*130* 

6

 منوی تغییر زبان

 2-700

#2*130* 

7

تغییر زبان به فارسی 

 1-2-700

#1*2*130* 

8

تغییر زبان به انگلیسی 

 2-2-700

#2*2*130* 

9

منوی خدمات ام تی ان ایرانسل 

 3-700

#3*130* 

10

منوی خدمات پیامگیر و ذخیره شماره تماس گیرنده 

 1-3-700

#1*3*130* 

11

 فعال سازی پیامگیر صوتی

1-1-3-700 

 #1*1*3*130*

12

فعال سازی ذخیره شماره تماس گیرنده 

 3-1-3-700

#3*1*3*130* 

13

 حذف تمامی خدمات پیامگیر

4-1-3-700 

#4*1*3*130* 

14

منوی سرویس فهرست طلایی 

 4-3-700

 #4*3*130*

15

 ثبت شماره در فهرست طلایی

 1-4-3-700

#1*4*3*130* 

16

حذف شماره از فهرست طلایی 

 2-4-3-700

#2*4*3*130* 

17

 مشاهده فهرست طلایی

 3-4-3-700

#3*4*3*130* 

18

درخواست تنظیمات   MMS 

5-3-700 

#5*3*130*

19

درخواست تنظیمات   GPRS 

6-3-700 

 #6*3*130*

20

منوی تغییر طرح تعرفه

7-700

 #7*130*

21

پرداخت صورتحساب دائمی از طریق کارت شارژ

-

# شماره رمز 12 رقمی*130*

+ نوشته شده در  شنبه 1388/11/17ساعت 10:44  توسط سهراب   | 

دلم گرفته

می‌دونی من دنبالِ کلمه‌یی می‌گردم که بدم‌ش به تو. توی وقتای بیقراری‌م،وقتای بغض

کردن‌های بی‌دلیل... "دل‌تنگی" اون کلمه‌ایه که گاهی می‌دم‌‌ش به تو. ببخش که دل‌تنگی

کلمه‌ی همه‌ی اونایی‌یه که دوستت دارن. ببخش که این همه کم‌ه، کامل نیست. کلمه‌یی که

خیلی‌ها می‌گن وقتی که دل‌شون و پیشِ کسی جا گذاشتن...

اما بذار دل‌تنگی من با بقیه فرق داشته باشه.

بذار دل‌تنگی من بال داشته باشه. بیاد پشتِ پنجره‌ی اتاقت و از پشتِ شیشه تو رو که دراز

کشیدی رو نگاه کنه تا تو وقتی سرت رو بالا می‌یاری ببینیش و اگر دل‌ت خواست پنجره رو براش باز کنی و ...

بذار دل‌تنگی من مثلِ یه بسته‌ی سنگین باشه که پست‌چی برات می یاره و تو بازش که

می‌کنی توش پر از کلمه باشه، پر از کلمه‌های خوبِ مهربونی که من بلدشون نیستم تا بهت

بگم یا تو هنوز نشنیدی تا هر وقت نوشتم دل‌تنگ‌ام، تو در جعبه‌‌ات رو باز کنی و یکی از اون

کلمه‌هاش رو در بیاری و بخونی و شاید که لبخندت بشه ...

بذار دل‌تنگی من شکل ابرایی باشه که تو توی راه‌ها باهاشون قصه می سازی،

بذار دل‌تنگی من حباب‌هایی باشه که توی روزای بارونی قطره‌های بارون روی آسفالت‌های

خیس می‌سازن و تو که همیشه حواس‌ت به اطراف‌ت هست از روشون می‌پری تا لگدشون

نکنی تا بقیه هم ببیننشون، که شاید اون حباب‌ها دل‌تنگی کسِ دیگه‌‌ای هم باشه ...

دل‌‌تنگم‌ عسلم...

+ نوشته شده در  شنبه 1388/11/10ساعت 13:13  توسط سهراب   |